(آگاهی) هوشتل لری

قرار بود در جهت آگاهی باب مراوده ایی باشد چون نیست پس هوشتللری)

آخرين شب
نویسنده : سید محسن موسوی - ساعت ۱٢:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/۱/۱
 
با اصرار خانواده را راهی شیراز کردم مرخصی ما که کنسل شده بود.حاج خانم دوست نداشت بدون من برودو پسر دومی که مثل پدر پدر بزرگها فکر میکند میخواست از خیر سفر بگذرد میگفت بدون شما سفر حال نمیده .بعد از بیست و شش سال برای اولین بارموقع خداحافظی در چشم عیال اشک حلقه بست .

خداوکيلی کار بخصوصی نداشتم ديگه از ما که گذشته ولی دلنگرانيها همه رنگه بود کلی خرج پيکان قراضه کردم و راست و ريسش کردم ولی از شما چه پنهان بيمه نيست يخنی سه ساله که بيمه نيست خدا بخير بکند آخه بيمه خيلی گران شده با اين حق وق ها نمی شود بيمه هم کرد
شيراز منتظر سه تا پسر رعنای منست انشاالله بهشان خوش بگذرد