(آگاهی) هوشتل لری

قرار بود در جهت آگاهی باب مراوده ایی باشد چون نیست پس هوشتللری)

 
نویسنده : سید محسن موسوی - ساعت ٥:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/۱/۱۱
 
يک چيزی بيشتر از بقيه مرا خوشحال ميکند اينکه هيچ ارتباط موضوعی بين نوشته هايم نباشدوحتی سعی ميکنم ارتباط منطقی هم بين دو موضوع بوجود نياورم دوست ميدارم هميشه اين احساس را زنده نگه دارم که : من کودکی هستم که برای اولين بار به ساحل يک دريا رسيده ام و حالا ديگه مامان و بابا نگران گلی شدن دست وپا و لباسم نيستند و از طرفی هم خودم از عظمت دريا و ناشناخته بودنش ميترسم و هم چشمانی نگران ترس منند
هرچيزی در اين ساحل عظيم ميتواند مرا بخود بکشد.وهر حرکتی در آب و يا از موجود کوچکی که دنبال زندگی ميگردد مرا به وجد مياورد و من غرق در يک بازی کودکانه نه از مرگ پدر و نه از داشتن فرزند و نه از سپيدی بموقع موی خود آگاهم فقط اين را ميدانم که مرا از سمت سکوت صدا خواهند کرد.پس تا رسيدن آن موج سنگين سکوت بر اين ساحل تکاپو من همچنان جستجو کنان بازی خواهم کردو اشتباهی در کار نيست که به غلط بازی خودم را بمصرف زندگی برسانم .من در ساحل کوشش عشق را به بازی گرفته ام