(آگاهی) هوشتل لری

قرار بود در جهت آگاهی باب مراوده ایی باشد چون نیست پس هوشتللری)

 
نویسنده : سید محسن موسوی - ساعت ٩:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٢/۱
 
مثل اينست که سالهاست از همين مسير رفت وآمد کرده ائی حتی ميتوانی بارها سوگند ياد کنی که پدر و مادرت هم سالها اين راه را رفته اند. آنچنان حس آشنائی در تو وجود دارد که هرگز نبودنش را باور نکرده ائی آشنائی به را ه را ميگويم . حسی کامل و بی نقص و بسيار ملموس است تا اينکه بالاخره يک روز صبح تصميم ميگيری راه بيفتی و سفر را شروع کنی
توشه راه ؟ميدانی چه چيزهائی را نياز خواهی داشت زيرا در کتابها خوانده ائی و عمو ودائی و بقيه دوستان تمام مشخصات راه و نيازمنديها را بارها برايت گفته اند پس فقط مانده که راه بيفتی . و يا شايد چون راه افتاده ائی و ناگهان خود را در نيمه راه دیده ائی تصميم ميگيری که ادامه دهی و ناگهان ....نخير از اول هم ميدانستی که هيچ آگاهی برای پيمودن اين راه بينهايت نداری فقط تصور ميکردی که همه چيز برايت آشناست و تو در حالی که هنوز با چشم قرارگاه قبلی خود را در پشت سرت ميبينی حيران ميشوی ولی ديگر بازگشت ممکن نيست و تو نا آشنا و بی توشه براه افتاده ائی که چه ؟تا يک رهرو به رهروان اين راه بی پايان افزوده شود
دست ما گیرد مگر در راه عشقت جذبه ائی ورنه پای ما کجا این راه بی پایان کجا