(آگاهی) هوشتل لری

قرار بود در جهت آگاهی باب مراوده ایی باشد چون نیست پس هوشتللری)

تهران
نویسنده : سید محسن موسوی - ساعت ٥:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٢/٢۱
 
امروز سفری پيش امد از غرب به شرق تهران از اتوبانها و بزرگراهها و پلهای متعددی گذشتم
بر عکس هميشه امروز من رانندگی نمی کردم و فرصت داشتم تا به اطراف نگاه کنم از ديدن بلوکهای بزرگ سيمانی ترسيدم از تعداد ماشينها و سرعتشان ترسيدم از آهنها ی عظيم پلها ترسيدم و مهمتر از اينده خودم بيشتر ترسيدم
من ميترسم که هدايت و رهبری اين جامعه با اين سيمان و آسفالت و دود وجريمه و اعدام و روزنامه و فقر پنهان و آشکار و اينهمه زنان ايستاده بر کناره های خيابان و اين همه چهرهای تکيده و زرد و اينهمه هيکلهای ديو آسا که بزحمت در ماشين خودشان جا ميگيرند و
افزايش ژل موی سر و زير نام مقدس دين و مذهب کار آسان و يک رويه ايی نباشد
حکومتيان تا چه اندازه ناچارند برای بالا ماندن از جيب اصول خودشان مصرف کنند چيزی است که مرا بوحشت انداخته
ويرانی دهات و شهرستانها بدون مقايسه با ابعاد ترسناک تهران هرگز غم انگيز نيست