قدرت 10

تا کنون در مورد مالکیت مذهب مطلبی مشاهده نکرده ام .

اما طیف این تعریف میتواند بسیار وسیع باشد شاید در مذاهبی

در جهان عقیده این باشد که مذهب متعلق به سردمداران

و حاکمان است و شاید در بعضی از فرهنگها هم مذهب را

در مالکیت مردم بدانند . و فرض نزدیک به یقین اینست

که گمان میبرم در ایران مذهب را در مالکیت پیروان بدانند

یعنی اینکه مذهب در مالکیت خود شخص است فقط چون

همین مذهب توصیه کرده که در جماعت باشید اینست که مذهب

جنبه اجتماعی یافته است . اگر این فرضیات درست باشد مشخص

است که روابط اجتماعی مبتنی بر مذهب نیاز به قواعد و قوانینی

دارد .حال شمه ایی به قانون ناظر بر روابط اجتماعی مذهبی در

ایران نظری می اندازیم

طوری برای مردم تعریف شده که هر فردی خود را مرزبان مذهب

بداند و هر چه معتقد تر باشد در این مرزبانی تلاش بیشتری

میکند. این مرز بین دنیای عقیده او با عقیده های دشمن وکفر و...

نیست بلکه این مرز دقیقا بین او ویک فرد دیگر است که ممکن

است همکار او همسایه او ویا فامیلش باشد.

تعدادی گوی نرم در نظر بگیرید که چندتا تیغ بلند و زهرناک دارند

و تعداد بسیار زیاد این گویها در محوطه ایی کنار هم در حال حرکت

هستند . تیغ این گوی ها به بدن همنوعان فرو میرود و اثرات خود

را دارد.

این مرزبانی و این حرکت گوی ها در مورد همه یکسان عمل میکند

ولی تعدادی از متخصصین و تمامی سردمداران از این فعل و انفعالات

مصون هستند.این مصونیت قدرتی بزرگ برای ایشان فراهم آورده و

ایشان هر دم سعی دارند تا تعداد این تیغ ها را افزایش داده و دلایل

آماج قرار دادن همدیگر را بیشتر تبیین کنند.



/ 0 نظر / 13 بازدید