تجربه9

شاید بتوان ،به این موضوع، دقت کرد.یکی از آن، آقا پسرها و یا کمی،

بهترش با وضعیت اقتصادیِ نسبتا متوسط ، آنهم احتمالا، بعد از

سی سالگی ،با یکی از این، دختر خانمها، ازدواج میکند.من در

اینجا مطلقا ،به روابط زناشوئی ایشان، کاری ندارم (به یک دلیل ساده،

تخصص ندارم) اما میتوانم، کمی از روابطِ اجتماعیِ این خانواده جدید را،

تصویر کنم.اگر هر دو نفر، شاعل باشند . شاید بتوانند، یک خانه

پنجاه و یا شصت متری، اجاره کنند.با توجه به جدید بودنِ زندگی،

معمولا برای آنها مهمانِ کمتری میاید. و آنها آخر هفته را، به خانه

والدین یکی از خودشان ،میروند.ارتباطِ داماد، با خانواده خانم و

ارتباطِ عروس خانم، با خانواده شوهر، بدون اینکه شناختِ مفیدی

از هم داشته، باشند. بسیار مشکل آفرین و سخت است. و معمولا، بعد

از گذشتِ یکسال، شاید بتوافق برسند .که هریک به تنهائی، بخانه

والدینِ خود بروند.ایشان هیچ تجربه و سابقه ایی ،در مورد ارتباط با

همسایگان و صاحب خانه ها ،ندارند و در برابر مشکلاتِ قرارداد با

بنگاههای معاملات مسکن، ناوارد و مبتدی هستند. و شاید تا یکی

دو سال، که کلاه سرشان میرود. طول بکشد. تا با تجربه شوند .

معمولا جهت خرید مایحتاجِ زندگی از مغازه ها و نوع ارتباطِ مفید

با فروشندگان ،ناوارد بوده و بعضی مواقع ، زمانی که در خانه

اجناس را باز میکنند. ازکلاهی که، بسرشان رفته، مطلع میشوند .

و این مشکل، بخصوص در زمانِ تهیه گوشت از قصابی های سنتی

بسیار چشمگیر است .بعد از ازدواج ،معمولا ارتباط خانمها با دوستان

قدیمی ،قطع میشود و ارتباطاتِ مرد هم ،بمقدار زیادی کاهش پیدا

میکند. و بتدریج حجم ارتباط، به چند دیدار فامیلیِ نزدیک ، میرسد

که همین مورد باعث افت روحیه و گاهی سردرگمی در شناخت

خود، میشود.

بعد از مدتهای طولانی، ممکن است. این خانواده صاحب فرزندی

بشوند.در اینصورت مادرها بسیار خوشحال میشوند ولی نگرانی

مخارج، هم ،همراه نوزاد وارد خانواده میشود.اگر مادرها، شاغل

باشند. تنظیم و کنار آمدنِ موضوعِ بچه و مقرراتِ شغلی، درگیری

توانفرسائی، برای مادران است .اولین اتفاقی که پیش میاید.

بعد از خسته گی های روز مرهِ مادران و افت کیفیتِ شغلی

آنها، ارتباط عاطفی بین مادر و پدر هم، کاهش می یابد و معمولا

پدرها ،علت آنرا متوجه نمی شوند . پس در این وضعیت ،هم پدر،

عصبی است. هم مادر، خسته و نگران و عصبی است و خانوادهِ

طرفین هم، به ذاتِ مشکل آگاه نشده هر یک طرفِ فرزند خود را،

میگیرند.گاهی سر و صدای درگیری، به خانه های همسایه، میرسد

و شاید بعضی از افراد مسن بخودشان، اجازه راهنمائی بدهند

که معمولا هم، توصیه های ایشان بسرعت ،فراموش میشود.

پدرها، نمی توانند در تربیت کودکان خود بدرستی عمل کنند


/ 0 نظر / 8 بازدید